X
تبلیغات
عقیقه
عقیقه

عقیقه ، سنت مستحبی از احکام اسلامی

سلام و عرض احترام خدمت بیننده گرامی این وبلاگ

این سامانه جهت ارتباط بهتر با شما دوستان گرامی راه اندازی شده است 

 جهت خرید گوسفند زنده و ذبح کاملا شرعی جهت عقیقه ، نذورات ، مراسمات و مجالس خود با شماره زیر تماس بگیرید .

  09171010296            حاج رحیم جوانمردی

ضمنا در صورت تمایل ، ذبح شرعی گوسفند به همراه خواندن ادعیه آن ، حضوری انجام می شود .

شعار ما : بهترین کیفیت ، مناسب ترین قیمت

 


نوشته شده در ساعت توسط رحیم جوانمردی| |


توصیه های آیت الله مظاهری برای بهرمندی بیشتر از ماه رمضان


برای استفاده بهتر از فرصت معنوی ماه مبارک رمضان، برای اینکه مشمول لطف خدا شویم، توفیق عبادت و بندگی و ترک معصیت پیدا کنیم، در این ماه مبارک قدمی در معنویت برداریم، خودسازی و تهذیب نفس کنیم، برای اینکه بتوانیم به حسن عاقبت دست یابیم و حوائج ما مستجاب و گرفتاری ها رفع گردد، چهار راهکار وجود دارد.

ماه رمضان
اشاره:

استاد اخلاق حضرت آیت الله مظاهری به تبیین فضائل روزه و ویژگی های ماه مبارک رمضان پرداخت و چهار توصیه مهم و کاربردی برای بهره مندی بیشتر و بهتر مؤمنین از برکات ماه میهمانی خداوند بیان کرد. خلاصه بیانات رییس حوزه علمیه اصفهان در پی می آید.

«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری وَ یسِّرْ لی أَمْری وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی یفْقَهُوا قَوْلی»

 

 فرصت معنوی ماه مبارک رمضان

ماه مبارک رمضان یکی از فرصت های معنوی است که از ارزش فوق العاده ای برخوردار است و لازم است از آن بهره برداری کامل بشود.

درهای رحمت پروردگار در این ماه باز است و فوج فوج از بندگان آمرزیده می شوند. ماهی که نفس کشیدن درآن عبادت است و ثواب عبادات و اعمال خیر در آن، چندین برابر می شود.

شب قدر که در ماه مبارک رمضان است، یک فرصت روی فرصت است و عبادت در آن شب، برتر از هزار ماه عبادت است. بنابراین فرصت های کم نظیری در پیشِ رو است و نسیم های رحمتی در حال وزیدن می باشد. پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله و سلّم» فرمودند: «إِنَّ لِرَبِّکمْ فِی أَیامِ دَهْرِکمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا» [1]

بنابر فرمایش پیامبر گرامی«صلی الله علیه وآله و سلّم» نسیم هایی در زندگی انسان می وزد و همه باید خود را در معرض این نسیم ها قرار دهند تا از برکات آن بهره مند گردند.

در ماه مبارک رمضان، چشم و گوش و زبان خود را کنترل کنید. از نگاه های آلوده بپرهیزید. از دیدن فیلم ها و برنامه های حرام و بیهوده در ماهواره و اینترنت و تلویزیون دوری گزینید. غنا و موسیقی و حرف های حرام و بیهوده نشنوید. غیبت نکنید، تهمت نزنید، شایعه پراکنی نکنید، دروغ نگویید و به کسی توهین نکنید

راهکارهای درک بهتر ماه مبارک رمضان

برای استفاده بهتر از فرصت معنوی ماه مبارک رمضان، برای اینکه مشمول لطف خدا شویم، توفیق عبادت و بندگی و ترک معصیت پیدا کنیم، در این ماه مبارک قدمی در معنویت برداریم، خودسازی و تهذیب نفس کنیم، برای اینکه بتوانیم به حسن عاقبت دست یابیم و حوائج ما مستجاب و گرفتاری ها رفع گردد، چهار راهکار وجود دارد که ذیلاً به آن اشاره می شود:

1) پرهیز از غذای حرام و شبهه ناک

مراقب باشید لااقل در ماه مبارک رمضان غذای حرام و شبهه ناک نخورید. خداوند به کسی که در شکم او غذای حرام وجود دارد، نظر لطف نمی کند. عبادات چنین کسی ممکن است از نظر ظاهری صحیح باشد ولی مورد قبول و پذیرش خداوند سبحان واقع نمی شود.

حتی اگر نمی توانید درآمد خود را برای همیشه حلال و پاک کنید، اگر توفیق پرداخت خمس و زکات ندارید، لااقل برای این یک ماه، مبلغی جدا کنید و خمس و زکات آن را پرداخت کنید و با اجازه یک مجتهد جامع الشّرایط مبلغ مصرفی خوراک خود و خانواده را از آن مبلغ بپردازید.

قبل از ماه مبارک رمضان، دارایی خود را حلال کنید تا بتوانید توبه کنید و پاک و پاکیزه و با آمادگی به استقبال این ماه شریف بروید و بتوانید از برکات آن استفاده لازم را ببرید. کسب حلال به خصوص در زمان حاضر بسیار مشکل است، اما امر لازمی است و نمی شود مال حرام در زندگی کسی باشد و رستگار شود و عاقبت به خیر گردد.

لذا تقاضا دارم لااقل در ماه مبارک رمضان از غذای حرام و شبهه ناک پرهیز کنید تا بتوانید این ماه را با دعای مستجاب سپری کنید و به ملکه تقوا دست یابید.

 

آیت الله مظاهری

2) ارتباط با خداوند از طریق انس با نماز جماعت و قرآن و دعا

بنابر تأکید اسلام، مساجد همیشه باید در وقت نماز پر از جمعیت باشد. قرآن کریم همواره تأکید می فرماید که: «وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاة» [2]

یعنی نماز را زنده بدارید. نمی گوید نماز بخوانید، بلکه بر زنده نگاه داشتن نماز تأکید دارد و مقصود قرآن کریم، اقامه نماز جماعت است.

در وقت نماز، همه جا باید تعطیل باشد و مساجد مملوّ از جمعیت مسلمانان باشد. عدم اهمیت به نماز، یعنی شلوغ بودن خیابان و مراکز تفریحی و سایر مکان ها در وقت نماز و خلوت بودن مساجد، ننگ بزرگی برای مسلمین محسوب می شود و مورد مذمّت و نکوهش قرآن کریم می باشد. چنانکه می فرماید:

«فَوَیلٌ لِلْمُصَلِّینَ، الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» [3]

حال اگر این ننگ بزرگ را در طول سال داریم، تقاضا دارم لااقل در ماه مبارک رمضان، حضور جدی در مساجد داشته باشید و با نماز جماعت و قرآن کریم انس بگیرید.

اگر می خواهید خداوند متعال نظر لطفی به شما بکند، مساجد را پر کنید و از طریق نماز جماعت و قرآن کریم و دعا، رابطه خود را با خداوند محکم کنید تا مشمول عنایات ویژه حق تهالی شوید.

همچنین لازم است ائمه جماعت و روحانیون مساجد، پس از نماز برای مردم سخنرانی کنند و «اعتقادات»، «اخلاق» و احکام» اسلام را برای مردم تبیین نمایند. 

3) رسیدگی به دیگران

رابطه با خداوند متعال، یک بال برای پرواز است و بال دیگری که برای حرکت صعودی انسان به سوی معنویات لازم است، رابطه با مردم می باشد.

قرآن کریم مکرراً می فرماید که: «أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاة» یعنی هم با خداوند و هم با مردم رابطه داشته باشید.

همه باید به هر اندازه که می توانند، به مستمندان رسیدگی کنند. از ما انتظار نمی رود که مثل اهل بیت«سلام الله علیهم» از افطار خود بگذریم و به دیگران ببخشیم، ولی وظیفه داریم که تشریفات و تجمّلات را حذف کنیم و به جای آن از نیازمندان دستگیری نماییم.

علاوه بر گناه، از گفتار و کردار بیهوده و بی نتیجه هم باید اجتناب شود. بعضی صحبت ها غیبت و تهمت و دروغ نیست ولی بیهوده است و نه نتیجه دنیا دارد، نه نتیجه آخرت. اینگونه حرف ها فشار قبر دارد و باید از آن پرهیز شود. بیایید لااقل در این ماه زبان خود را از گناه و بیهوده گویی حفظ کنید

همه باید ساده زیست باشند و همه از ساده زیستی اضافه می آورند با احترام کامل و مخفیانه به فقرا ببخشند. اختلاف طبقاتی در جامعه امروزی کولاک می کند. عده ای از مردم بسیار ثروتمند و عده زیادی فقیر هستند. گروهی تجملگرا شده اند و تشریفات زیادی در زندگی دارند و گروهی دیگر حتی در تهیه افطار خود مشکل دارند. چنین افرادی که زیاد هم هستند، آبرومندند و نمی توانند به کسی رو بیندازند.

اگر به دستور قرآن کریم عمل شود و رسیدگی به نیازمندان جایگزین تجمل گرایی شود، فقر از جامعه رخت برمی بندد.

لذا تقاضا دارم لااقل در این یک ماه به فکر دیگران باشید و از مستمندان دستگیری کنید. در این یک ماه، مبلغی که همیشه صرف تشریفات می کنید، به فقرا ببخشید. اگر کسی بتواند شکم یک نفر گرسنه را سیر کند، خداوند وعده داده است او را عاقبت به خیر می کند. چنین کسی ذلّت بعد از عرّت پیدا نمی کند و خود او و فرزندانش از انحراف فکری که امروزه بسیاری از جوانان را مبتلا کرده است و نزدیک است دین و مذهب آنان را بگیرد، مصون می مانند. نهایتاً با دین از دنیا می رود و هنگام مرگ امیرالمؤمنین به فریاد او خواهند رسید.

4) اجتناب از گناه

در ماه مبارک رمضان، چشم و گوش و زبان خود را کنترل کنید. از نگاه های آلوده بپرهیزید. از دیدن فیلم ها و برنامه های حرام و بیهوده در ماهواره و اینترنت و تلویزیون دوری گزینید. غنا و موسیقی و حرف های حرام و بیهوده نشنوید. غیبت نکنید، تهمت نزنید، شایعه پراکنی نکنید، دروغ نگویید و به کسی توهین نکنید.

غیبت

گاهی مشاهده می شود هنگام افطار، برخی غیبت می کنند و تهمت می زنند. معلوم است چنین افرادی روزه نبوده اند، فقط گرسنگی و تشنگی را تحمل کرده اند. روزه ای که همراه با گناه باشد، روزه واقعی نیست و مقبول درگاه الهی واقع نمی شود.

علاوه بر گناه، از گفتار و کردار بیهوده و بی نتیجه هم باید اجتناب شود. بعضی صحبت ها غیبت و تهمت و دروغ نیست ولی بیهوده است و نه نتیجه دنیا دارد، نه نتیجه آخرت. اینگونه حرف ها فشار قبر دارد و باید از آن پرهیز شود. بیایید لااقل در این ماه زبان خود را از گناه و بیهوده گویی حفظ کنید.

کسی که گناه و کردار بیهوده و بی نتیجه داشته باشد، نمی تواند از ماه مبارک رمضان استفاده مطلوب نماید. ماه مبارک رمضان باید مقدمه ای باشد برای رفع فساد اخلاقی. فساد اخلاقی اکنون یک زنگ خطر برای اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی می شود. بی بند و باری در خیابان ها، بی حجابی و بد حجابی و سایر مصادیق فساد اخلاقی، بحران بزرگی است که باید برای آن فکری بشود. در ماه مبارک رمضان دعا کنید این آتش فساد اخلاقی خاموش شود و غیرت و عفت به جامعه برگردد که اگر همین طور ادامه پیدا کند و چاره ای برای آن اندیشیده نشود، جامعه را نابود خواهد کرد.

فساد اخلاقی در جامعه فعلی کولاک می کند و برخی هم متأسفانه دامن به آتش می زنند و این آتش برای خانواده ها و برای جوانان و آینده آنان تهدید بزرگی است.

نسل آینده در معرض نابودی فرهنگی است و این بحران می تواند قضیه «آندلس» یا «اسپانیا» را تکرار کند که یک کشور اسلامی را به یک کشور بی بند و بار و غیر اسلامی تبدیل کردند.

لذا تقاضا دارم در ماه مبارک رمضان علاوه بر دعاهای شخصی، برای رفع و ریشه کن شدن فساد اخلاقی که جامعه را فراگرفته است دعا کنید.

 

پی نوشت ها :

1. بحارالأنوار،ج 68، ص 221

2. بقره / 43

3. ماعون / 5-4 

نوشته شده در ساعت توسط رحیم جوانمردی| |

1- رمضان و افزایش حسنات

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ يُضاعِفُ اللّه‏ُ فيهِ الحَسَناتِ وَ يَمحو فيهِ السَّيِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزايد و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است

(بحارالأنوار، ج 96، ص 340، ح 5)

2- روزه ماه شعبان

امام صادق (عليه السلام) فرمود

من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين؛

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند

(وسائل الشيعه، ج7، ص 375، ح 22)

3- روزه خوارى

امام صادق (عليه السلام) فرمود

من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه؛

هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى‏شود

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5 _ من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9)

4- رمضان ماه خدا

امام على (عليه السلام) فرمود

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى؛

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23)

5- رمضان ماه رحمت

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود

هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار؛

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم

(بحار الانوار، ج 93، ص 342)

6- فضيلت ماه رمضان

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود

ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه؛

درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد

(بحار الانوار، ج 93، ص 344)

7- اهميت ماه رمضان

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود

لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة؛

اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد

(بحار الانوار، ج 93، ص 346)

8- قرآن و ماه رمضان

امام رضا (عليه السلام) فرمود

من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور؛

هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند

(بحار الانوار ج 93، ص 346)

9- شب سرنوشت‏ساز

امام صادق (عليه السلام) فرمود

راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة؛

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8)

10- برترى شب قدر

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد

كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر؛

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2)

11- تقدير اعمال

امام صادق (عليه السلام) فرمود

التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين؛

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏ و سوم

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 259)

12- احياء شب قدر

فضيل بن يسار گويد

كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى؛

امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست‏ و سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مى‏رسيد نماز صبح را مى‏خواند

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4)

13- زكات فطره

امام صادق (عليه السلام) فرمود

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة؛

تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است

(وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5)

14- بهار قرآن

امام محمد باقر علیه السلام

لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان؛

هرچیز بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است

(اصول کافی / ج2 / « کتاب فضل القرآن » « باب نوادر » حدیث 9 و 10)

 

نوشته شده در ساعت توسط رحیم جوانمردی| |

رسول اللّه‏ صلی الله علیه و آله : كُلُّ غُلامٍ رَهينَةٌ بِعَقيقَتِهِ ، يُذبَحُ عَنهُ يَومَ سابِعِهِ . [ سنن الدارمي : ج 1 ص 511 ح 1903، السنن الكبرى : ج 9 ص 510 ح 19290 كلاهما عن سمرة. ]

پيامبر خدا صلی الله علیه و آله : هر پسرى در گرو عقيقه‏اش است كه روز هفتم ، براى او ذبح مى‏شود.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الباقر علیه السلام : إِذا كانَ يَومُ السّابِعِ وقَد وُلِدَ لأَِحَدِكُم غُلامٌ أو جارِيَةٌ فَليَعُقَّ عَنهُ كَبشا ؛ عَنِ الذَّكَرِ ذَكَرا، و عَنِ الاُنثى مِثلَ ذلِكَ ، عُقّوا عَنهُ و أطعِمُوا القابِلَةَ مِنَ العَقيقَةِ ، و سَمّوهُ يَومَ السّابِعِ . [ الكافي : ج 6 ص 27 ح 4 ، تهذيب الأحكام : ج 7 ص 442 ح 1769 ، وسائل الشيعة : ج 15 ص 152 ح 11 . ]

امام باقر علیه السلام : هر گاه روز هفتم ولادت پسر يا دخترِ يكى از شما فرا رسيد ، بايد گوسفندى عقيقه كند ؛ براى پسر ، گوسفند نر و براى دختر گوسفند ماده، عقيقه كنيد و از عقيقه به ماما بدهيد و روز هفتم ، بر او نام بگذاريد .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الصادق علیه السلام : أَلْمَولودُ إِذا وُلِدَ عُقَّ عَنهُ و حُلِقَ رَأسُهُ ، و تُصُدِّقَ بِوَزنِ شَعرِهِ وَرِقا ، [ الوَرِق : الفِضَّة (لسان العرب : ج 10 ص 375 «ورق»). ] و اُهدِيَ إِلَى القابِلَةِ الرِّجلُ و الوَرِكُ، [ الوَرِكُ : ما فوقَ الفَخِذ (النهاية : ج 5 ص 176 «ورك»). ] و يُدعَى نَفَرٌ 
مِنَ المُسلِمينَ فَيَأكُلونَ و يَدعون لِلغُلامِ، و يُسَمّى يَومَ السّابِعِ. [ الكافي : ج 6 ص 28 ح 5 ، تهذيب الأحكام : ج 7 ص 442 ح 1770 كلاهما عن حفص الكناسي. ]

امام صادق علیه السلام : هرگاه كودك زاده شد ، [مستحب است] براى او عقيقه كنند، سر او را بتراشند و به وزن موى او ، نقره صدقه بدهند و پا و ران 
عقيقه به ماما هديه داده شود و گروهى از مسلمان‏ها دعوت شوند ؛ آنان بخورند و براى فرزند دعا كنند ، و روز هفتم ، نام بر او بگذارند .

امام صادق علیه السلام : هر نوزادى در گرو عقيقه است .

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه علیه السلام : العَقيقَةُ يَومَ السابِعِ ، و تُعطَى [ في المصدر «و يُعطى»، و التصويب من المصادر الاُخرى . ] القابِلَةُ الرِّجلَ مَعَ الوَرِكِ ، ولا يُكسَرُ العَظمُ . [ الكافي : ج 6 ص 29 ح 11 ، تهذيب الأحكام : ج 7 ص 443 ح 1772 كلاهما عن الكاهلي ، وسائل الشيعة : ج 15 ص 150 ح 5 . ]

امام صادق علیه السلام : عقيقه كردن ، در روز هفتم است و به ماما ، ران [گوسفند ]همراه با سَرين آن داده مى‏شود و استخوان آن ، شكسته نمى‏شود .

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه علیه السلام : تَقولُ عَلَى العَقِيقَةِ إذا عَقَقتَ : «بِسمِ اللّه‏ِ و بِاللّه‏ِ ، اللّهُمَّ عَقيقَةٌ عَن فُلانٍ ، لَحمُها بِلَحمِهِ ، و دَمُها بِدَمِهِ ، و عَظمُها بِعَظمِهِ ، اَللّهُمَّ اجعَلهُ وِقاءً لآِلِ مُحمّدٍ صَلَّى اللّه‏ُ عَليهِ و عَلَيهِم» . [ الكافي : ج 6 ص 30 ح 1 عن إبراهيم الكرخي ، وسائل الشيعة : ج 15 ص 154 ح 1 . ]

امام صادق علیه السلام : هنگامى كه عقيقه كردى ، بگو : «به نام خدا و به كمك خدا . بار الها! عقيقه‏اى است از فلانى . گوشتش در برابر گوشت او ، خونش در برابر خون او و استخوانش در برابر استخوان او . بار الها! او را سپر (بلا گردان) خاندان محمّد ـ كه درودهاى تو بر او و آنان باد ـ قرار ده» .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الكافي عن عمّار بن موسى عن الإمام الصادق علیه السلام، قال : سَأَلتُهُ عَنِ العَقيقَةِ عَنِ المَولودِ كَيفَ هِيَ ؟ 
قالَ : . . . يُعطَى القابِلَةَ رُبعُها ، وإن لَم تَكُن قابِلَةٌ فَلاُِمِّهِ تُعطيها مَن شاءَت ، وتُطعِمُ مِنهُ عَشَرَةً مِنَ المُسلِمينَ ، فَإِن زادوا فَهُوَ أفضَلُ . [ الكافي : ج 6 ص 28 ح 9 ، تهذيب الأحكام : ج 7 ص 443 ح 1771 . ]

الكافى ـ به نقل از عمّار بن موسى ـ از امام صادق علیه السلام پرسيدم: عقيقه كردن براى نوزاد ، چگونه است ؟ 
فرمود : « . . . يك چهارم آن ، به ماما داده شود و اگر ماما نداشت ، مادر فرزند ، به هر كس خواست ، آن را بدهد و به ده تن از مسلمانان ، طعام داده شود و اگر بيشتر شدند ، بهتر است» .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الكافي عَن أبي الصّباح الكناني : سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللّه‏ِ علیه السلام عَنِ الصَّبِيِ المَولُودِ ، مَتى يُذبَحُ عَنهُ ، و يُحلَقُ رَأسُهُ ، و يُتَصَدَّقُ بِوَزنِ شَعرِهِ ، وَيُسَمّى؟ 
قالَ : كُلُّ ذلِكَ فِي اليَومِ السّابِعِ. [ الكافي : ج 6 ص 28 ح 8 . ]

الكافى ـ به نقل از ابو الصباح كنانى ـ از امام صادق علیه السلام درباره نوزاد پرسيدم كه : چه وقت براى او عقيقه كنند و سرش را بتراشند و به وزن مويش صدقه بدهند و بر او نام بگذارند ؟ 
فرمود : «[وقت ]تمام اينها ، روز هفتم [تولّد] است» .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الكافي عن جميل بن درّاج : سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللّه‏ِ علیه السلام عَن العَقيقَةِ وَ الحَلقِ وَ التَّسمِيَةِ بِأَيِّها يُبدَأُ؟ قالَ : يُصنَعُ ذلِكَ كُلُّه في ساعَةٍ واحِدَةٍ، يُحلَقُ و يُذبَحُ و يُسَمّى، ثُمَّ ذَكَرَ ما صَنَعَت فاطِمَةُ عليهاالسلاملِوُلدِها. ثُمَّ قالَ : يوزَنُ الشَّعرُ، و يُتَصَدَّقُ بِوَزنِهِ فِضَّةً.[ الكافي : ج 6 ص 33 ح 4. ]

الكافى ـ به نقل از جميل بن درّاج ـ از امام صادق علیه السلام درباره عقيقه و تراشيدن سر و نام‏گذارى پرسيدم كه با كدام يك ، آغاز شود ؟ 
فرمود : «همه اينها در يك زمان انجام مى‏شود ؛ تراشيدن سر، عقيقه و نام نهادن» . 
آن گاه ، آنچه فاطمه عليهاالسلام براى فرزندانش انجام داده بود ، بيان كرد . سپس فرمود : «مو ، بايد وزن شود و به اندازه آن ، نقره صدقه داده شود .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الكافي عن إسحاق بن عمّار عن الإمام الصادق علیه السلام ـ فِي العَقِّ عَنِ المَولود و حَلِقِهِ وَ التَّصَدُّقِ عَنهُ ـ قالَ : قُلتُ لَهُ : بِأَيِ ذلِكَ نَبدَأُ؟ قالَ : تَحلِقُ رَأسَهُ ، وتَعِقُّ عَنهُ ، و تَصَّدَّقُ بِوَزنِ شَعرِهِ فِضَّةً ، و يَكونُ ذلِكَ في مَكانٍ واحِدٍ . [ الكافي : ج 6 ص 27 ح 2، تهذيب الأحكام : ج 7 ص 442 ح 1767. ]

الكافى ـ به نقل از اسحاق بن عمّار ـ به امام صادق علیه السلام گفتم : [از ميان آداب وارد شده درباره نوزاد ، ]به كدام يك آغاز كنيم ؟ 
فرمود : «سرش را مى‏تراشى و عقيقه مى‏كنى و به اندازه موى سرش نقره صدقه مى‏دهى . همه اينها يك جا انجام شود».





برچسب‌ها: احادیث عقیقه
نوشته شده در ساعت توسط رحیم جوانمردی|


روايت شده :   

وقت كشتن گوسفند عقيقه [گوسفندى كه براى نوزاد و قربانى‏ مى‏كنند ] اين دعا را بخواند: 

بسم اللّه و باللّه،اللّهمّ عقيقة عن فلان (نام او را بگويد) لحمها بلحمه،و دمها بدمه و عظمها بعظمه،اللّهمّ اجعلها وقاء لال محمّد عليه و اله السّلام. و در حديث ديگرى فرمود كه اين دعا را بخواند:

يا قَوْمِ اِنّى بَرىٌ مِمّا تُشْرِكُونَ اِنّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ حَنيفاً مُسْلِماً وَ ما اَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ اِنَّ صَلوتى وَ نُسُكى وَ مَحْياىَ وَ مَماتى لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ لا شَريكَ لَهُ وَ بِذلِكَ اُمِرْتُ وَ اَنَا مِنَ الْمُسْلِمينَ اَللّهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَاللَّهُ اَكْبَرُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنْ فُلانِ بْنِ فُلانٍ 

اى قوم از آنچه شما شريك خدا قرار مى‏دهيد بيزارم،من متوجه نمودم رويم را به جانب كسى‏كه آسمانها و زمين را آفريد با خلوص و از سر تسليم،و من از شرك ورزان نيستم.به درستى كه نمازم‏ و عبادتم و زندگى‏ام و مرگم براى خداست،پروردگار جهانيان،شريكى ندارد،به اين حقيقت امر شدم و من از مسلمانانم،خدايا از تو و براى تو،به نام تو و به تو،و خدا بزرگ‏تر است،خدايا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،و از فلان فرزند فلان بپذير.

و نام فرزند را بگويد سپس ذبح كند.

 حاشیه مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی





برچسب‌ها: دعای عقیقه
نوشته شده در ساعت توسط رحیم جوانمردی|

من می خواهم برای فرزند پسرم عقیقه کنم ولی به آداب آن آشنایی کافی ندارم می خواهم بدانم آیا جایی هست که این کار را برای ما انجام دهد و مورد قبول و اطمینان باشد . با تشکر از شما

پاسخ : 

مستحب است كه پدر و مادر براي اولادي كه متولد مي شود، چه دختر باشد يا پسر عقيقه كنند، اما آداب و نکاتي که راجع به عقيقه وجود دارد :

1 - عقيقه بايد گوسفند ، بز يا شتر باشد و حيوان ديگري مثل مرغ و امثال آن كفايت نمى كند. اگر شتر عقيقه کند، بايد پنج يا شش ساله باشد . بهتر است شش سال يا بيش تر داشته باشد . اگر بز باشد ، يک ساله يا بيش تر باشد . اگر گوسفند باشد ، شش يا هفت ماهه باشد .بهتر است گوسفند لاغر نباشد و فربه باشد. هم چنين بهتر است گوسفند کور، و بسيار لنگ نباشد که راه رفتن براي او دشوار باشد. نيز مغز و شاخ گوسفند هم نشکسته باشد و اخته هم نشده باشد.
2- مشهور ميان علما آن است که : مستحب است براى پسر حيوان نر و براى دختر حيوان ماده عقيقه كنند. چنانچه حيوان غيرهم جنس هم باشد ،صحيح است.
3- در استحباب عقيقه فرقى بين نوزاد اول و دوم و غيره نيست . بهتر است در روز هفتم نوزاد عقيقه نمايد و تا زماني که به سن بلوغ نرسيده، بر پدر مستحب است براي فرزند عقيقه کند . اگر پدر و مادر عقيقه نكردند ، بعد از بالغ شدن بر خود شخص مستحب است كه عقيقه كند . در روايات آمده است كه در سلامت شخص تأثير فراوان دارد.
4 - كسانى كه قدرت مالى ندارند ،مستحب است هر زمانى كه قدرت پيدا كردند براى نوزاد خود عقيقه كنند.
5- مستحب است که گوشت عقيقه را بپزند و به مؤمنان اطعام نمايند و گوشت آن را خام تصدق نکنند. اگر چه خام هم بدهد ،خوب است ،ولي بهتر است که حد اقل آن را با آب و نمک بپزند و به مؤمنان بدهند و در حق نوزاد دعا نمايند. نيز مستحب است استخوان هاي حيوان عقيقه شده را نشکند ،بلکه از بند ها جدا کند .
6- مكروه است كه مادر و پدر و خواهر و برادر نوزاد (عائله پدر نوزاد) از عقيقه بخورند . كراهت، نسبت به مادر بيش تر است. بهتر است که عيال پدر و مادر هم که در خانه ايشان مي باشند، از آن گوشت و طعام نخورند.
7- از ماليدن خون عقيقه بر سر طفل خود داري شود.
8- مستحب است در هنگام کشتن گوسفند عقيقه دعا بخواند. از امام صادق عليه السلام روايت شده: وقت ذبح عقيقه اين دعا را بخواند:
« بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ عَقِيقَةٌ عَنْ فُلَانٍ(به جاي فلان اسم نوزاد را بگويد) لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمُهَا بِدَمِهِ وَ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ وِقَاءً لآِلِ مُحَمَّدٍ ».
در روايت ديگري وارد شده که اين دعا را بخواند :ْ «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ إِيمَاناً بِاللَّهِ وَ ثَنَاءً عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ الْعِصْمَةَ لِأَمْرِهِ وَ الشُّكْرَ لِرِزْقِهِ وَ الْمَعْرِفَةَ بِفَضْلِهِ عَلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ »پس اگر نوزاد پسر باشد بگويد: اللَّهُمَّ إِنَّكَ وَهَبْتَ لَنَا ذَكَراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِمَا وَهَبْتَ وَ مِنْكَ مَا أَعْطَيْتَ وَ كُلُّ مَا صَنَعْنَا فَتَقَبَّلْهُ مِنَّا عَلَى سُنَّتِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ وَ رَسُولِكَ وَ اخْسَأْ عَنَّا الشَّيْطَانَ الرَّجِيمَ لَكَ سُفِكَتِ الدِّمَاءُ لَا شَرِيكَ لَكَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين‏ اللَّهُمَّ لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمُهَا بِدَمِهِ وَ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ و شعرها بشعره و جلدها بجلده اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ وِقَاءً لفلان بن فلان( اسم نوزادو پدر ش را بگويد)» (1)

پي نوشت :
1- مرحوم علامه محمد باقر مجلسي، حليه المتقين ، باب چهارم ، فصل نهم و حاشيه مفاتيح الجنان .


ضمنا خرید گوسفند ، عقیقه کردن  و ذبح کاملا شرعی به همراه اذکار و آداب عقیقه در صورت تمایل ، حضورا  انجام می گیرد .

09171010296 حاج رحیم جوانمردی


برچسب‌ها: پرسش پیرامون عقیقه
نوشته شده در ساعت توسط رحیم جوانمردی| |

گوسفندُق گوسفندی بود به نام فندق. این دام چابک و سرزنده که پشت گوش اش یک خال سیاه داشت، در روستایی کوچک پا بر زمین استوار کرد. خیلی کوچک بود که او را به یکی از هفت گله ی ارباب آوردند و تا پایان عمر همان جا زیست. خیلی هم بازیگوش بود. همیشه از گله فاصله می گرفت و کمتر از دیگران از سگ نگهبان می ترسید. این بود که همیشه بعد از چرا - سبب دردسر مرد لاغر اندام -  آخرین گوسفندِ سرشماری بود. و این همان کسی بود که هر روز صبح در آغل را باز می کرد و به همراه سگ اش گوسفندق و دیگران را به گردش می برد.

گوسفندق کابوس های عجیبی می دید. فضاهایی عمیق که در بیداری ندیده بود و زبان بسته، نمی دانست که اینها رویدادهای بزرگ تاریخ اند که از ازل در حافظه ی نوع گوسفند حک شده اند. پیوسته خواب می دید که دارد پرواز می کند. زمین از زیر پایش عبور می کند و باد خنکی می وزد به گوش های اش. همین طور اوج می گیرد و بالا و بالاتر می رود. اما ناگهان همسر ارباب او را آماج سنگ های خود می کند و او با سرعت - مثل مائده ی آسمانی - سقوط می کند وسط سفره ی آنها. همیشه هم در حین این سقوط از خواب می پرید. یک بار هم خواب دید که دعواهای ارباب - صاحب هر هفت گله - با پسرش بالا گرفته. او هم چاقو را در آورده تا سرِ او را مثل سرِ مادر گوسفندق گوش تا گوش ببرد. آن وقت همسر ارباب ناگهان گوسفندق را به جلو هل داده بود و از ارباب خواسته بود که به جای پسرش او را قربانی کند.

آن روز صبح که بیدار شد شش ماه و نیمه بود. حال عجیبی داشت. حس می کرد کسی او را می خوانَد ولی نمی دانست این چه کسی است. صدای همهمه از بیرون آغل به گوش می رسید. مردِ لاغر اندام در را باز کرد. گوسفندق از آغل بیرون دوید. آنجا یک مردِ ناشناس و پسر ارباب به چیز عجیبی تکیه داده بودند. آن را می شناخت. روزگاری او را با مادرش سوار بر چنین وسیله ای به اینجا آورده بودند، اما این یکی کوچک تر، تازه تر و برّاق تر بود. غریبه به گله نزدیک شد، یک راست به طرف گوسفندق آمد و او را وارونه روی دوش خود انداخت. ترسیده بود، اما مرد چند قدم آن طرف تر او را روی زمین گذاشت؛ درست کنار آن وسیله. باور کردنی نبود. می خواستند یک بار دیگر او را به پرواز ببرند. گوسفندق تجربه ی شیرین خردسالی اش را به یاد آورد: زمین با سرعت از زیر پایش رد می شد و باد پشت گوش های اش را نوازش می کرد. در این فکرها بود که ناگهان دنیا دور سرش چرخید، گلوی اش خراشیده شد و گرمایی در گردن اش دوید. احساس خفگی کرد و ضعف بر او چیره شد. خواب اش گرفت.

آن شب، پسر ارباب خواب اش نمی برد. برای نخستین بار تصمیم به شمارش گوسفندهای پرنده ی بالای سرش گرفت. نمی دانست همه ی این موجودات قد و نیم قدی که می بیند برّه های واقعی اند که تا امروز صبح در مرتعی، بندی، روستایی جست و خیز می کرده اند. گوسفندِ صد و چهل و هفتم که او را به خواب برد، پشت گوش اش یک خال سیاه داشت و بازیگوش تر از بقیه بود. و این آخرین باری بود که کسی گوسفندق را  می شمرد.

نوشته شده در ساعت توسط رحیم جوانمردی|

در دين مبين اسلام تولد فرزند داراي احكامي است كه بعضي واجب و برخي مستحب مي باشد. عمل به اين احكام در زمينه سازي براي سلامت و تربيت معنوي فرزند نقش بسزايي دارد. موارد ذيل، بعضي از اين احكام مستحب است: 
 مستحب است كودك را پس از تولد در صورتي كه ضرري متوجه او نشود، بشويند و نيز در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويند و كام او را با آب فرات و تربت سيد الشهداءعليه السلام بردارند و براي او نام نيك انتخاب كنند كه اين از حقوق فرزند بر پدر مي باشد، و بهترين اسمها اسمي است كه متضمّن معناي عبوديّت براي خداوند تعالي باشد، مثل: عبدالله، عبدالرحمن، عبدالرحيم و... و پس از آن اسماء انبياء و ائمه عليهم السلام و از همه اسمها بهتر "محمد" است.(1) 
 [و براي دختر نيز مستحب است نامي مناسب و داراي معناي خوب، مثل: فاطمه، زهراء، زينب، خديجه و... انتخاب كنند.] و از ديگر مستحبّات آن است كه پس از ولادت طفل، وليمه بدهند.(2) 
 يكي از مستحبات مؤكّد آن است كه براي طفل عقيقه كنند.(3) كساني كه قدرت مالي ندارند...، هر گاه توانستند آن را انجام دهند و اگر هيچ گاه نتوانستند عقيقه كنند، اشكالي ندارد.(4) و در استحباب عقيقه فرقي بين فرزند پسر و دختر و نوزاد اول و دوم و غيره نيست.(5)
 در ارزش و اهميت اين عمل مستحب، همين بس كه از امام صادق عليه السلام نقل شده است: "كُلُّ مَوْلُودٍ مُرْتَهَنٌ بِعَقِيقَتِهِ؛(6) هر مولودي در گرو عقيقه خود است." به عبارت ديگر، اگر عقيقه نكند، در معرض انواع بلاهاست.(7) 
 اما بايد دانست كه در عقيقه اموري است كه توجه به آنها لازم مي باشد؛ يا مراعات آنها اولي و مستحب است و يا اصل عقيقه بدون آنها محقق نمي شود، و آنها عبارت اند از:
 1. عقيقه حتماً بايد يكي از انعام ثلاثة باشد؛ يعني يا از جنس گوسفند باشد كه البته بز نيز در اين باب با گوسفند يك جنس حساب مي شود. و يا از جنس گاو باشد و يا از جنس شتر.(8)
 2. مستحب است براي مولود پسر حيواني نر و براي نوزاد دختر حيوان ماده عقيقه شود.(9)
 3. مستحب است عقيقه در هفتمين روز ولادت باشد؛ ولي اگر با عذر يا بدون عذر از روز هفتم تأخير افتاد، استحباب آن ساقط نمي شود، حتي اگر كودك بميرد، باز هم مستحب است براي او عقيقه كنند.(10) البته اگر قبل از زوال روز هفتم بميرد، استحباب عقيقه ساقط مي شود.(11) و اگر تا زمان بلوغ عقيقه نشد، مستحب است خودش براي خودش عقيقه كند.(12) يعني تا وقتي طفل بالغ نشده، استحباب و سنت بودن عقيقه براي پدر طفل است و پس از بلوغ، بر خود فرزند سنت است كه براي خودش عقيقه كند.(13) 
 بلكه اگر براي خودش در تمام مدت زندگي عقيقه نكرد، مستحب است براي او پس از مُردنش عقيقه كنند.(14) 

 

شرائط عقيقه 

 4. گفته شده: مستحب است شرائط حيواني كه براي قرباني تهيه مي كنند، در حيواني كه براي عقيقه در نظر مي گيرند نيز جمع شده باشد؛ يعني: 
 الف. حيوان سالم باشد. 
 ب. اگر شتر است، سنش كمتر از پنج سال نباشد. 
 ج. اگر گاو است، كمتر از دو سال نباشد. 
 د. اگر بز است، كمتر از يك سال كامل نباشد. 
 ه . اگر گوسفند است، كمتر از هفت ماه نباشد.(15)

 

موارد مصرف عقيقه 

 5. مستحب است كه پا و ران حيوان عقيقه را به قابله بدهند؛ بلكه در بعضي اخبار وارد شده است كه يك چهارم آن را و در بعضي ديگر وارد شده است كه يك سوم عقيقه را به قابله بدهند. و اگر يك چهارم آن را كه مشتمل بر پا و ران است، به وي بدهند، بعيد نيست كه به هر دو استحباب عمل كرده باشند. و اگر كودك هنكام ولادت قابله نداشته باشد، همان مقدار را به مادر كودك بدهند تا او آن مقدار را به هر كس كه خواست، صدقه دهد.(16) و اين صدقه اختصاص به فقراء ندارد، بلكه به هر كس دلش خواست، آن مقدار را مي بخشد.(17) و اگر قابله مادر بزرگ پدري نوزاد باشد يا زني باشد كه نان خور پدر كودك است، چيزي از عقيقه اختصاص به او ندارد.(18)
 6. مكروه است والدين كودك و نيز كساني كه نان خور آنها حساب مي شوند، از عقيقه مصرف كنند و اين كراهت در مورد مادر شديدتر است.(19)
 7. گوشت عقيقه را مي توان خام بين مؤمنين تقسيم كرد و مي توان پخت و تقسيم كرد و همچنين مي توان پخت و مؤمنين را دعوت كرد تا مصرف كنند و حداقل دعوت شدگان دَه نفر باشند. [و اگر خواستند گوشت را پخته يا خام تقسيم كنند، باز هم حداقل بين دَه نفر تقسيم كنند.] البته اگر بيش از دَه نفر باشند، افضل است.(20)
 8. دعوت شدگان يا كساني كه گوشت عقيقه بين آنها تقسيم مي شود، فقط مؤمنين و اهل ولايت باشند.(21) 
 9. مستحب است كساني كه گوشت عقيقه را مصرف مي كنند، پس از آن براي كودك دعا كنند.(22) 
 10. مكروه است كه استخوانهاي عقيقه شكسته شود، بلكه بهتر است آنها را از يكديگر از سر مفاصل جدا كنند؛ به گونه اي كه استخوانها نشكند.(23)
 11. شرط نيست كه حتماً پدر كودك براي او عقيقه كند، بلكه اگر ديگران نيز مثل مادر طفل يا پدر بزرگ يا عموي او براي او عقيقه كنند، خوب است.(24) 


 دعاي عقيقه 

 مستحب است هنگام كشتن عقيقه دعاهايي را كه وارد شده است، بخوانند و از خداوند تعالي بخواهند كه عقيقه را فديه قرار دهد؛ يعني گوشت آن در مقابل گوشت كسي كه عقيقه براي اوست، استخوان در مقابل استخوان، پوست در مقابل پوست و مو در مقابل مو باشد.
 برخي از دعاهايي كه در اين مورد نقل شده، عبارت است از: 
 الف. ابراهيم كرخي از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود: هنگامي كه عقيقه كردي، بر عقيقه بگو: "بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ عَقِيقَةٌ عَنْ فُلَانٍ لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمُهَا بِدَمِهِ وَ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ وِقَاءً لآِلِ مُحَمَّدٍصلي الله عليه وآله."(25)
 ب. همچنين امام صادق عليه السلام فرمود: وقتي كه اراده كردي عقيقه را ذبح كني، مي گويي: "يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِي ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلَاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذَلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ اللَّهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ بِسْمِ اللَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنْ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ." سپس مولود را نام مي بري و حيوان را ذبح مي كني.(26)
 ج. امام باقرعليه السلام نيز فرمود: هنگام ذبح عقيقه بگو: "بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ إِيمَاناً بِاللَّهِ وَ ثَنَاءً عَلَي رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله وَ الْعِصْمَةُ لِأَمْرِهِ وَ الشُّكْرُ لِرِزْقِهِ وَ الْمَعْرِفَةُ بِفَضْلِهِ عَلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ." و اگر كودك پسر است بگو: "اللَّهُمَّ إِنَّكَ وَهَبْتَ لَنَا ذَكَراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِمَا وَهَبْتَ وَ مِنْكَ مَا أَعْطَيْتَ وَ كُلَّمَا [كُلَّ ما] صَنَعْنَا فَتَقَبَّلْهُ مِنَّا عَلَي سُنَّتِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ صلي الله عليه وآله وَ اخْسَأْ عَنَّا الشَّيْطَانَ الرَّجِيمَ لَكَ سُفِكَتِ الدِّمَاءُ لَا شَرِيكَ لَكَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ."(27)
 نكات مهم 
 1. عقيقه از قربانيِ مستحب بهتر و لازم تر است.(28) البته بعضي از فقهاء فرموده اند: "اگر كسي در روز عيد قربان قرباني كند، به جاي عقيقه محسوب مي شود و كفايت مي كند.(29)
 2. صدقه دادن قيمت حيواني كه مي خواهند عقيقه كنند، جايگزين عقيقه نمي شود و از آن كفايت نمي كند؛(30) بلكه خوب است صبر كنند تا عقيقه ميسّر شود.(31)
 

 پاورقــــــــــــــــــــي 

..........................
1) تحرير الوسيله، امام خميني رحمه الله، ج 2، كتاب النكاح، القول في احكام الولادة و ما يلحق بها، ص 276، مسئله 2. 
2) همان، ص 277، مسئله 3. 
3) همان؛ وسائل الشيعه، چاپ اسلامية، ج 15، كتاب النكاح، ابواب احكام الاولاد، ب 38، ص 143. 
4) وسائل الشيعه، كتاب النكاح، ابواب احكام الاولاد، ب 43، ص 148. 
5) جامع المسائل، آية الله العظمي فاضل، ج 2، مسئله 1025. 
6) وسائل الشيعه، ج 21، كتاب النكاح، ابواب احكام الاولاد، ب 38، ص 414، ح 7. 
7) مفاتيح الجنان، باقيات الصالحات، دعاء عقيقه، ص 495.
8) تحرير الوسيله، ج 2، كتاب النكاح، القول في احكام الولادة و مايلحق بها، ص 277، مسئله 9. 
9) همان. 
10) همان. 
11) شرح لمعه، با حواشي مرحوم كلانتر، ج 5، كتاب النكاح، احكام الاولاد، ص 450. 
12) همان؛ تحرير الوسيلة، ج 2، كتاب النكاح، القول في احكام الولادة و ما يلحق بها، ص 277، مسئله 9. 
13) مفاتيح الجنان، باقيات الصالحات، دعاء عقيقه، ص 495. 
14) تحرير الوسيله، ج 2، كتاب النكاح، القول في احكام الولادة و ما يلحق بها، ص 278، مسئله 9. 
15) همان. 
16) همان. 
17) شرح لمعه، ج 5، كتاب النكاح، احكام الاولاد، ص 450 و 451. 
18) وسائل الشيعه، ج 15، كتاب النكاح، ابواب احكام الاولاد، ب 47، ص 156، ح 1. 
19) همان؛ شرح لمعه، ج 5، كتاب النكاح، احكام الاولاد، ص 450 و 451. 
20) تحرير الوسيله، ج 2، كتاب النكاح، القول في احكام الولادة و ما يلحق بها، ص 278، مسئله 10. 
21) وسائل الشيعه، ج 15، كتاب النكاح، ابواب احكام الاولاد، ب 47ص 156، ح 1؛ شرح لمعه، ج 5، كتاب النكاح، احكام الاولاد، ص 451. 
22) تحرير الوسيله، ج 2، كتاب النكاح، القول في احكام الولادة وما يلحق بها، ص 278، مسئله 10.
23) شرح لمعه، ج 5، كتاب النكاح، احكام الاولاد، ص 451. 
24) وسائل الشيعه، ج 15، كتاب النكاح، ابواب احكام الاولاد، ب 50، ص 158. 
25) همان، ب 46، ص 154، ح 1. 
26) همان، ح 2. 
27) همان، ح 4. 
28) همان، ب 38، ص 143، ح 1.
29) جامع المسائل، آية الله العظمي فاضل لنكراني، ج 2، مسئله 1025. 
30) تحرير الوسيله، ج 2، كتاب النكاح، القول في احكام الولادة و ما يلحق بها، ص 278، مسئله 9؛ وسائل الشيعه، ج 15، كتاب النكاح، ابواب احكام الاولاد، ب 40، ص 145. 
31) وسائل الشيعه، ج 15، كتاب النكاح، ابواب احكام الاولاد، ب 43، ص 148، ح 1 و 3

نوشته شده در ساعت توسط رحیم جوانمردی|

برای کسب اطلاع بیشتر به سایت آیت الله العظمی مکارم مراجعه کنید

1- نحوه تقسیم گوشت عقیقه
 با سلام .
آیا می توان گوشت عقیقه را به صورت خام تقسیم نمود . اگر می توان در چه صورت
۲- آیا می توان گوشت عقیقه را به صورت کباب کوبیده درآورد و بین مردم تقسیم نمود .
 1ـ اشکالی ندارد. 
2ـ مانعی ندارد هر چند در برخی روایات از آبگوشت نام برده شده است.
2- عقیقه برای میت
 آیا عقیقه براى میّت نیز واجب است؟ آیا بچّه خردسال مى تواند از گوشت عقیقه تناول نماید؟
 عقیقه مطلقا واجب نیست، ولی استحباب دارد. و در مورد میت باید به قصد رجا انجام شود. و بهتر آن است که بچه خردسالی که عقیقه برای او می شود از آن نخورد.
3- قربانی در عقیقه به کمتر از گوسفند
 آیا در عقیقه مى‏توان کمتر از گوسفند قربانى کرد؟
 در عقیقه کمتر از گوسفند نمى‏توان قربانى کرد.
4- قربانی به نیت چند نفر در عقیقه
 آیا مى‏توان در عقیقه یک قربانى را به نیّت چند نفر انجام داد؟
 در عقیقه نمى‏شود، ولى در قربانى مستحب اشکال ندارد.

برچسب‌ها: نظر آیت الله العظمی مکارم پیرامون عقیقه
نوشته شده در ساعت توسط رحیم جوانمردی|

آداب عقیقه 

قبل از اینکه آداب عقیقه را مطالعه کنید  بدانید که عقیقه فقط مخصوص کودک و نوزاد نیست و بنا بر روایات وارد شده هرکسی تا آخر عمر میتواند برای خود عقیقه کند.

مطلب دیگر اینکه عقیقه کردن با قربانی کردن بسیار تفاوت دارد مانند خون دادن و حجامت کردن

                ******************************************************

« عقیقه برای فرزند, برای کسی که قادر بر انجام آن است,‌ مستحب مؤکد است و اگر عقیقه به تأخیر افتاد تا هنگام بلوغ کودک, انجام آن به وسیله پدر مستحب است و پس از بلوغ تا پایان عمر به وسیله خود شخص مستحب می‌باشد.» 


گفته شده است که فرزند در گرو عقیقه است؛ یعنی اگر عقیقه نکنید, فرزند در معرض مرگ و بلا قرار دارد.

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: 

عقیقه بر کسی که توانایی مالی دارد, لازم است و کسی که فقیر است بعد از توان‌گر شدن لازم است این کار را انجام دهد و اگر برای کودکی عقیقه میسر نشد تا هنگامی که برای او قربانی کردند, کافی است. 

از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدند: ما برای عقیقه, گوسفند پیدا نکردیم چه کنیم؟ آیا به اندازه قیمت گوسفند صدقه بدهیم؟ حضرت فرمود: خیر, باید گوسفند تهیه کنید؛ زیرا خداوند اطعام و ریختن خون را دوست دارد. سپس از حضرت پرسیدند: آیا فرزندی که در روز هفتم بیمرد, باید برای او صدقه داد؟ حضرت فرمود: اگر کودک پیش از ظهر بمیرد, صدقه ندارد و اگر بعد از ظهر بمیرد, باید برای او صدقه داد. شخصی از حضرت صادق (علیه‌السلام) پرسید:‌من نمی‌دانم که آیا پدرم برایم عقیقه کرده یا نه؟ حضرت فرمود: عقیقه بکن؛ اشکالی ندارد و آن شخص در هنگام پیری برای خود عقیقه کرد. 


همچنین از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده است که می‌فرماید: 

«فرزند را در روز هفتم نام گذاری کنید و عقیقه درست کنید و سر او را بتراشید و به وزن موی سرش نقره صدقه بدهید و ران گوسفند را به قابله بدهید و بقیه را به مردم بدهید.» 

و در حدیث دیگری آمده است که «ربع گوسفند را به قابله بدهید و اگر زن, قابله نداشت, آن گوشت را به مادر او بدهید و دست کم باید گوشت عقیقه را به ۱۰ نفر بدهید و صاحب عقیقه خود نباید از گوشت آن بخورد.» 

امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرماید: 

«حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) در روز ولادت امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) در گوش آنان اذان گفت و حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) در روز هفتم ولادت برای آنان عقیقه درست کرد و پای گوسفند را به همراه یک سکه اشرفی به قابله داد.» 


یکی از آداب عقیقه این است که اگر می‌خواهید شتر را عقیقه کنید, باید پنج ساله و یا بیشتر باشد و اگر خواستید بز را عقیقه کنید, باید یک ساله به بالا باشد و اگر گوسفندی را عقیقه می‌کنید باید ۶ یا ۷ ماهه باشد. بهتر است حیوانی را که عقیقه می‌کنید, اخته نباشد و از نظر ظاهری نیز سالم باشد؛ یعنی شاخ آن شکسته, گوش آن بریده,‌چشم‌های آن نابینا و پاهای آن لنگ نباشد. هم چنین بهتر است که گوسفند چاق باشد؛ اما اگر در عقیقه نیّت قربانی نشود, هر نوع گوسفندی که باشد خوب است و چون مقصود از عقیقه, اطعام و دادن گوشت به مردم است,‌هر چه گوسفند چاق‌تر باشد بهتر است. برای عقیقه کردن – چه پسر و چه دختر – گوسفند ماده هم کافی است. از دیگر آداب عقیقه این است که پدر و مادر صاحب عقیقه نباید از گوشت عقیقه بخورند و استخوان‌های گوسفند را نشکنند و از مفصل جدا کنند و نیز سنت است که گوشت را به صورت خام تقسیم نکنند؛ بلکه آن را با آب نمک بپزند و نیز بهتر است که ابتدا سر کودک را بتراشند و بعد گوسفند را عقیقه بکنند. لازم است که تراشیدن سر و عقیقه کردن و به اندازه موی سر کودک طلا یا نقره صدقه دادن, همه در یک جا و یک وقت انجام شود و باید همه سر کودک را بتراشند. کودکی را نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آوردند تا برای او دعا کند و آن کودک کاکل داشت.حضرت دعا نکرد و دستور داد که کاکلش را بتراشند. و نیز سنت است که بعد از تراشیدن سر کودک, زعفران بر سر او بمالند. 


حسین بن خالد می‌گوید: از امام رضا (علیه‌السلام) پرسیدم که تهنیت و تبریک کودک در چه روزی بهتر است؟ فرمود: هنگامی که امام حسن (علیه‌السلام) متولد شد, جبرئیل (علیه‌السلام) در روز هفتم برای تبریک و تهنیت بر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) وارد شد و امر کرد که کودک را نام گذاری کنند و سرش را بتراشند و برای او عقیقه درست کنند و گوش او را سوراخ کنند. 


درهنگام عقیقه کردن چند دعا وارد شده است که در باب ششم مفاتیح و کتاب گرانقدر حلیت المتقین  از علامه مجلسی وارد شده است .

مستحب است یکی از این دعاها هنگام سربریدن عقیقه بدبن شکل خوانده شود :

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اَللّهُمَّ عَقيقَةٌ عَنْ فُلانٍ (و نام او را بگويد) لَحْمُها بِلَحْمِهِ وَ دَمُها

بنام خدا و به يارى خدا، خدايا اين عقيقه از طرف فلانى است * * * * * * گوشتش بجاى گوشت او و خونش

بِدَمِهِ وَ عَظْمُها بِعَظْمِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْها وَِقاءً لاِلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ 

به خون او و استخوانش به استخوان او خدايا قرارش ده نگهدار آل محمّد عليه و آله السلام

و در حديث ديگر فرمود كه اين دعا بخواند:

يا قَوْمِ اِنّى بَرىٌ مِمّا تُشْرِكُونَ اِنّى وَجَّهْتُ

اى مردم من بيزارم از آنچه شما شريك خدا سازيد من روكنم

وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ حَنيفاً مُسْلِماً وَ ما اَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ

بسوى كسى كه آفريد آسمانها و زمين را يك دل در حال تسليم و نيستم من از مشركان

اِنَّ صَلوتى وَ نُسُكى وَ مَحْياىَ وَ مَماتى لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ لا شَريكَ لَهُ وَ

همانا نماز و عبادتم و زندگى و مرگم از آن خدا پروردگار جهانيان است كه شريك ندارد و

بِذلِكَ اُمِرْتُ وَ اَنَا مِنَ الْمُسْلِمينَ اَللّهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَاللَّهُ اَكْبَرُ

به همين دستور دارم و از مسلمانانم خدايا از تو و براى توست بنام خدا و بيارى خدا و خدا بزرگتر است

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنْ فُلانِ بْنِ فُلانٍ

خدايا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بپذير از فلانى

و نام فرزند را ببرد پس آن را بكُشد

منبع : مفاتیح الجنان (شیخ عباس قمی)

حلیت المتقین( علامه مجلسی )


یکی از علت های اصرار  و استحباب در حد وجوب عقیقه در اسلام محافظت شخص از بسیاری از خطرات جانی است که این محافظت هم علتی دارد که باز کردن آن در این مجال جای جولانی ندارد و از حوصله بحث خارج است. همینقدر بدانید که عالمی که ما در آن زندگی میکنیم سرشار است از نا دانسته های ما. چیزهایی که ما نمیفهمیم. موجوداتی که ما نمیبینیم. خطراتی که توسط موجودات غیر اورگانیک نظیر جنیان گریبان گیر انسان میشود. عقیقه برای هر کس لازم است چرا که اگر نام افراد در دسته حادثه ساز قرار گرفته باشد عقیقه با تمام آدابش باعث میشود که بسیاری از خطراتی که بواسطه حضور موجودات غیر اورگانیک اورا تهدید میکند از بین برود و آن موجودات از اطراف  وی دور شوند و آسیبی به وی نرسانند.


دنیای عجیبی است . پر از رمز و راز و پر از نادانسته ها.


در پایان باز هم به کسانی که هضم مطالب این تارنما برایشان مشکل یا مضحک است یا این مطالب را خرافه می پندارند توصیه میکینم به این موضوع  حکما فکر کنند که :


عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود

( نفهمیدن و درک و وجدان نکردن چیزی دلیل بر نبود آن نیست )





برچسب‌ها: آداب عقیقه
نوشته شده در ساعت توسط رحیم جوانمردی|